تاریخ : سه شنبه, ۳ خرداد , ۱۴۰۱ 23 شوال 1443 Tuesday, 24 May , 2022
9

داستان *دنه* در شالیزار

  • کد خبر : 2425
  • ۲۸ تیر ۱۳۹۷ - ۲۳:۲۹
داستان *دنه* در شالیزار

✍✍✍✍✍✍✍ *دنه* در شالیزار *”دنه نام نوعی علف هرز است که در شالیزار می روید”    بعد از امتحانات پایان ترم فرصتی مهیا شد و برای رفع خستگی ناشی از مطالعه باز هم خودم را سرگرم مطالعه کردم اما این بار مطالعه رمان کلیدر محمود دولت آبادی هر چند قبلا نیز آن را خواندم اما […]

✍✍✍✍✍✍✍

*دنه* در شالیزار

*”دنه نام نوعی علف هرز است که در شالیزار می روید”

 

 بعد از امتحانات پایان ترم فرصتی مهیا شد و برای رفع خستگی ناشی از مطالعه باز هم خودم را سرگرم مطالعه کردم اما این بار مطالعه رمان کلیدر محمود دولت آبادی هر چند قبلا نیز آن را خواندم اما کتابیست که ارزش چند بار خواندن را دارد.

” حلقه دروگران به گرد سفره نان. آفتاب اریب می تابد. نان مانده کلوخ شده. از گلو پایین نمی رود. بادیه آب دست به دست می گردد. لقمه های مانده در گلوهای خشکیده به زور آب فرو می روند.”

“مردها از نظرها گم شدند.  زنها، مورچه هایی از آب بدرمانده، خسته و نگران، یکایک گرد هم آمدند،خاموش و دلگیر، بی نگاهی به یکدیگر، سر فرو افکنده به کار دست بردند هر کدام مثل یک تکه سنگ خاموش، در خود گره خورده و بی اعتنا به آن دیگری. هر یک فروشده به دنیایی جداگانه؛ “

صدای تلفن همراهم مرا از کلیدر جدا کرد. پشت خط باجناقم بود بعد از سلام و احوالپرسی گفت که بیا شالیزار کمکم کن. تا خواستم بهانه بیاورم گفت : هیچ بهانه ای نداری! قبلا می گفتی که کار ما معلمان فکری است و سخت است و نیاز به آرامش دارد اما خودم فهمیدم که مقامهای مافوقتان تشخیص دادند که کار شما خیلی سخت نیست و به همین دلیل “سختی کارتان” را حذف کردند. قبل از اینکه بخواهد بیشتر از این اعصابم را بهم بریزد گفتم چشم الان حرکت می کنم. 

وقتی به شالیزار رسیدم گفتم من نشاکاری بلد نیستم و فقط می توانم از محل منبع شالیها (تیمدان) شالی را از ریشه در بیاورم و بسته بندی کنم و به شما برسانم. گفت : اتفاقا این کار سختی اش بیشتر است ! ” باز هم یاد سختی کار افتادم!” 

خلاصه شروع کردم به کندن شالیها و برای اینکه نشان دهم غیر از تدریس و مطالعه چیزهای دیگری هم بلدم با دودست این کار را انجام می دادم و در همین حین متوجه شدم که بعضی از شالیهای برنج ریشه محکمتری دارند و به سختی از ریشه در می آیند . از باجناقم جریان را پرسیدم گفت که اینها شالی نیستند بلکه نوعی علف هرز هستند که به آنها “دنه” می گویند.

پرسیدم در مورد آن بیشتر توضیح بدهید. گفت: “دنه” علف هرز جالبی است چون شباهت زیادی با شالی برنج دارد و تشخیص آن مشکل است و چند تا ” دنه” به من نشان داد. واقعاً جالب بود. شباهت خیلی زیادی داشت.  خوب که دقت کردم دیدم “دنه” ها تفاوتهایی با شالی دارند که تشخیص آنها را راحت تر کند: ۱- تا جایی که بتوانند ریشه شان را محکم می کنند و هر چه شالی دلبستگی اش به زمین کمتر است آنها وابسته به خاک می شوند و ریشه می زنند تا جایی که خیلی از آنها از ساقه دو نیم می شوند اما ریشه شان در نمی آید. ۲- ” دنه ها” سهم بیشتری از زمین اشغال می کنند و به خاطر استفاده بیشتر از مواد معدنی شالیهای اطرافشان لاغر و مردنی تر به نظر می رسند. ۳- در وسط برگ “دنه ها” یک خط سفید است و برگهایش نیز صیقلی تر از شالی و اتوکشیده هستند. 

با خودم فکر کردم که چه شباهت عجیبی بین “دنه” و “اختلاسگران” وجود دارد!! 

اگر “دنه ها” سعی می کنند با شالیها همرنگ باشند و در بین آنها پراکنده باشند ، اختلاسگران نیز در بین مردم هستند و طوری خودشان را با محیط اطراف همرنگ می کنند که تشخیص شان به شدت مشکل می شود!!! 

اگر “دنه ها” ریشه شان را در زمین محکم و محکمتر می کنند و به همین دلیل از مواد معدنی زمین و به تبع آن از سهمیه شالیهابیشتر می خورند، “اختلاسگران” نیز علاوه بر استفاده زیاد از منابع کشور و ارتزاق زیاد از این  سفره پهن شده و خوان گسترده نعمت، به زمین خواری نیز روی آورده و ریشه خود را در جای جای این سرزمین پهناور می گسترانند تا جایی که به سختی می شود آنها را از ریشه در آورد!!!!

اگر ” دنه ها” علفهای هرز و بی ثمری هستند که از خاک و کود و آب شالیزار استفاده می کنند “اختلاسگران” نیز بدون اینکه چیزی تولید کنند از سهم دیگران می خورند!!!

البته تفاوتهایی بین “دنه ها” و “اختلاسگران” نیز هست از جمله:

الف: هرچند که  “دنه ها” خط سفید و برجسته ای در وسط برگهای خود دارند و صیقلی و نو نوار و اتو کشیده هستند و همین ویژگیها باعث شناسایی و مبارزه با آنها می شود؛ اما “اختلاسگران” سعی می کنند با مردم عادی تفاوت نداشته باشند و مانند آنها رفتارکنند و “ح” تسبیح شان را از ته حلق برآورند و وسیله نقلیه شان نیز همانند مردم است و لباس پوشیدن و آرایششان شبیه اکثریت است و نوع سلبریتی شان دم از مبارزه با فساد می زند و اشک مردم را در می آورد و نوع سیاسی شان نیز خود را بری از خطا می داند.

ب: “دنه ها” همیشه با شالیها هستند و در بی آبی و بی کودی و بی خاکی آنها شریک هستند و حتی “دنه زاده ها” نیز در کنار پدران و مادران خود می مانند و به همان شالیزار تعلق دارند . اما “اختلاسگران” نمی توانند کوچکترین کمبودی را تحمل کنند و آقازاده ها و بعضاً همسرانشان را به ممالک دیگر می فرستند تا در رنجهای بی آبی و بی برقی و …. شریک نباشند و اذیت نشوند و خودشان نیز پس از مدتی به آنها می پیوندند!!!!

در همین افکار غوطه ور بودم که صدای باجناقم در گوشم پیچید که پاشو شالیها را دسته دسته بپیچان و ببند تا آنها را برای نشاکاری به بچه ها برسانیم.

پس از آن که او نزد بچه ها رفت من ماندم و “شالی” و “دنه” و افکار مزاحم همانند”اختلاس” و “آقازاده” و “سختی کار” و ………

 

* موسی آروین عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی معلمان استان خوزستان و شهرستان باغملک،

تیرماه ۱۳۹۷

پایگاه خبری منگشت پرس

✍✍✍✍✍✍✍

لینک کوتاه : https://mongashtpress.ir/?p=2425

برچسب ها

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.