تاریخ : پنج شنبه, ۷ مهر , ۱۴۰۱ 4 ربيع أول 1444 Thursday, 29 September , 2022
6

چرا باغملک تنها به سمت توسعه حرکت نمی کند بلکه حکایت هرسال دریغ از پارسال تکرار می شود؟

  • کد خبر : 4200
  • ۱۵ مهر ۱۳۹۸ - ۱۶:۰۳
چرا باغملک تنها به سمت توسعه حرکت نمی کند بلکه حکایت هرسال دریغ از پارسال تکرار می شود؟

چرا باغملک نه تنها به سمت توسعه حرکت نمی کند بلکه حکایت ” هر سال دریغ از پارسال ” تکرار می شود؟ نویسنده: عابدین سلیمانی اصولا فرایند توسعه به عوامل متعددی بستگی دارد که این فرایند توسط مسئولین ارشد و نخبگان هر کشوری طراحی، برنامه ریزی و عملیاتی می شود و تمامی شهرها و نقاط […]

چرا باغملک نه تنها به سمت توسعه حرکت نمی کند بلکه حکایت ” هر سال دریغ از پارسال ” تکرار می شود؟

نویسنده: عابدین سلیمانی

اصولا فرایند توسعه به عوامل متعددی بستگی دارد که این فرایند توسط مسئولین ارشد و نخبگان هر کشوری طراحی، برنامه ریزی و عملیاتی می شود و تمامی شهرها و نقاط کشور  با توجه به پتانسیل های خود رشد، پیشرفت و در مرحله ی بعد توسعه پیدا می کنند. اما شرایط کشور ما به گونه ای است که تا بخواهد برنامه ها و چشم اندازهای طراحی شده را عملیاتی کند؛ مشکلات بزرگتری از سر راه می رسند و  علیرغم تلاش ها و کوشش های صورت گرفته با وضعیت مطلوب فاصله ی زیادی داریم که برخی مشکلات از فردای انقلاب ۵۷ خود را نشان دادند که در این زمینه می توان به ترور مقامات داخلی، جنگ ایران و عراق و تحریم های مکرر در زمان دولت های مختلف و … اشاره کرد 

اما آیا تمام  ایران از نظر شرایط زندگی در یک سطح قرار دارند؟

پرواضح است خیر

 مردم بعضی شهرها دست روی دست نمی گذارند و خود آستین همت را بالا زده اند و با کمک و راهنمایی نخبگان محلی دست به اقداماتی بزرگ می زنند.

اما چرا با وجود آب و هوای مناسب، زمین های حاصلخیز ، رودخانه های پرآب، سد پایین دست، عبور خطوط لوله ی نفت و گاز، مناطق بکر گردشگری ( رباط، مال آقا، امامزاده عبدالله، آبشارهای پوتو، سرقوچ ، غارون و …) نیروی کار جوان و تحصیل کرده و چندین امتیاز دیگر که هر کدام به تنهایی می تواند یک شهر را آباد نماید، حکایت هر سال دریغ از پارسال در باغملک تکرار می شود و شاهد جهش مثبت و قابل توجه در شهرمان نیستیم؟

چرا مردم مطالبه گری نمی کنند؟

چرا نخبگان شهرمان نقش و کار ویژه ی خود را در توسعه ایفا نمی کنند؟

در پاسخ به پرسش اخیر می توان گفت که نخبگان واقعی در باغملک چنان خون دل خورده اند که چاره ای جز سکوت و گوشه نشینی نیافته اند و عده ای از نخبگان سیاسی، علمی، اقتصادی و فرهنگی نیز به شهرهای دیگر مهاجرت کرده اند (واضح است تمامی کسانی که مهاجرت کرده اند یا در سایر شهرها و استان ها مشغول کار و فعالیت هستند را نمی توان جز نخبگان واقعی فرض کرد).

اما دسته ی دیگر، نخبگان خودخوانده ی باغملک هستند که بدست آوردن صندلی مدیریت را مهم ترین و شاید تنها هدف خود می دانند. فردی در شهرمان برای بدست آوردن صندلی در مجوعه ای زیر نظر وزارت کشور در باغملک، صدها بار با افراد ذی نفوذ تماس گرفته که می توان نام ایشان را – به عنوان فردی با بیشترین تماس برای پست و مقام – در کتاب گینس ثبت کرد.

حال این فرد و افراد اینچنینی که کمترین تخصص و آگاهی از مدیریت دارند و حفظ سمت را اوجب واجبات می دانند به هر دری می زنند که فقط صندلی خود را حفظ کنند و بله قربان گوی مافوق و افراد واسطه هستند و از آنجایی که با اصرار و وابستگی و از همه مهم تر با رانت( سیاسی ، نمایندگان، نماینده های نمایندگان و …) به این سمت رسیدند ؛ مطالبه گری نمی کنند و وقتی که مسئول استانی یا کشوری به شهرمان می آید همه چیز را عالی و بی نقص جلوه می دهند و دنبال گرفتن امتیاز و اعتبار برای شهر نیستند و گویی این مردم هیچ دغدغه و نگرانی و مشکلی ندارند جز زیارت مهمان حاضر در شهرستان و از سویی چنان چه اندک مدیران دلسوز یا کارشناس میانی از اداره ای در جلسه ای با حضور مهمانان استانی یا کشوری با رعایت ادب نیز مطالبه گری نماید پس از جلسه چنان برخوردی با وی می شود که در جلسات بعدی خیال مطالبه گری را به ذهن خود راه ندهد.

از بی توجهی عمده ی مدیران این شهر می توان به پروژه های ناقص و تکمیل نشده اشاره کرد. از مسکن مهر ناتمام تا بیمارستان ۹۶ تخته تکمیل نشده تا جاده ی مرگ و مدارس ویرانی که قدمت بعضی از آنها بیش از نیم قرن میگذرد و عمر بعضی از این مدارس مانند برخی مدارس سطح شهر و منجنیق و مدرسه راهنمایی هپرو و … قریب به ۶۰ سال است و هنوز تخریب و بازسازی نشده اند و با زلزله ای نه چندان بزرگ بر سر عزیزان و امیدهای ما آوار می شوند.

ضعف امکانات شهری، فقر وضعیت پزشکی و درمانی با تخصص های گوناگون، استخر ناقص و ده ها مشکلات دیگر در کنار بیکاری جوانان، خود گویای وضعیت اسف بار شهر ماست.

گویی تنها دغدغه ی اکثر این نخبگان خودخوانده، بردن مهمانان استانی یا کشوری به یک مکان دنج و تهیه کباب بره بجای مطالبه گری است.

از طرفی اکثر نمایندگان مجلس حوزه ی انتخابیه ایذه و باغملک که شاید تنها پل ارتباطی با مسئولین ارشد کشور بوده، به جای این که رابط و حلال مشکلات شهرستان های حوزه ی انتخابیه باشند و به فکر گرفتن امتیاز های متعدد برای شهرمان باشند؛ کارت های بازی سیاسی خود رو خرج این کردند که فلان مدیر در باغملک عزل شود و دوستان خودشان را سوای از شایستگی و استحقاق ، جایگزین آنها کنند. همین و بس.

از طرفی مردم نیز در شرایط مطلوبی از نظر معیشتی و اشتغال ندارند و دست به مطالبه گری نمی زنند.

با این توصیفات آیا انتظار پیشرفت و توسعه، عملی است؟

آیا ساخت پتروشیمی و پالایشگاه و جاده های یک طرفه ، فضاهای آموزشی و تفریحی، بیمارستان های مجهز و … به این زودی در شهرستان باغملک شدنی است؟

صد البته خیر

 

عابدین سلیمانی

۱۴ مهرماه ۱۳۹۸

لینک کوتاه : https://mongashtpress.ir/?p=4200

برچسب ها

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.