تاریخ : دوشنبه, ۱۱ مرداد , ۱۴۰۰ 24 ذو الحجة 1442 Monday, 2 August , 2021
4

ناو لینکلن داریم به مراتب مخرب تر از نمونه ی آمریکاییش

  • کد خبر : 3649
  • 25 اردیبهشت 1398 - 7:51
ناو لینکلن داریم به مراتب مخرب تر از نمونه ی آمریکاییش

ناو لینکلن داریم به مراتب مخرب تر از نمونه ی آمریکاییش نویسنده: علی ذکوی +پرسیدم سیر کیلویی چند؟ -پاسخ داد: سیر؟ چقدرمی خوای؟ یه گونی دو گونی…چقدر می خوای  +گفتم: نه بابا!! ده دوزاده کیلو میخوام. کیلویی چند؟ -گفت چندتا گونی وردار برو تو زمینای کشاورزی، پر کن، ببر مفت و مجانی. فکر کردم دارد […]

ناو لینکلن داریم به مراتب مخرب تر از نمونه ی آمریکاییش

نویسنده: علی ذکوی

+پرسیدم سیر کیلویی چند؟

-پاسخ داد: سیر؟ چقدرمی خوای؟ یه گونی دو گونی…چقدر می خوای 

+گفتم: نه بابا!! ده دوزاده کیلو میخوام. کیلویی چند؟

-گفت چندتا گونی وردار برو تو زمینای کشاورزی، پر کن، ببر مفت و مجانی.

فکر کردم دارد شوخی می کند اما چهره اش کاملا جدی بود. قصه ی پرغصه ای داشت ودلی پر و آهی که به آسمان برمی خاست و دستانی که برهم می سایید که چون دوست دشمن است شکایت کجا برم؟ کشاورزی دهستان ابوالعباس، علی الخصوص در روستاهای      چلچلک و صحرای خمین -که بی واسطه خبر دارم-به تمام معنا ورشکسته شد. حداقل چهارماه زجر و زحمت  بی قفه، آبیاری های شبانه، کاشت و داشت و برداشت پر مشقت، و  اینک که فصل برداشت شد و چشم امید یک کشاورز که چه بسا پیرمردی تهیدست، یا زنی بیوه یا جوانی بیکار و آس و پاس، که از زمین و زمان ناامید شده است دست به دامن قطعه زمینی که نصف-نصف آن را از مالک اجاره کرده است، پول قرض کرده و با هزار امید و آرزو چشم به راه چنین روزی بوده است تا  شاید این چندرغاز، اندک مرهمی باشد بر زخمهای پرشمار زندگی اش. به یکباره، می شنود که سیر خریدار ندارد یا نهایتا کیلویی پانصدتومان. تراکتور را به زمین می برد و زمین را با تمام محصولش شخم می زند و زیر و رو  می کند و دست به کمر با آهی از ته دل،  در زمانه ای که روز به روز دستش خالی و خالی تر می شود نابودی حال و آینده اش را با قلبی پر غصه از دست کسانی که می شناسد و نمی شناسد به نظاره می نشیند و این داستان یک تن نیست داستان یک جماعت است که از این راه  روزگار می گذرانند و هرچند زندگی نمی کنند اما هنوز زنده اند.

قصه ی پیاز هم کم و بیش مشابه سیر است و این دو بدبوی پرخاصیت جدول کلمات متقاطع به زودی به جدول حاشیه ی خیابان ریخته می شوند. پیاز تا یک ماه پیش تنه به تنه دلار آمریکا می زد یک هفته پیش کیلویی ده هزارتومان، دو روز پیش کیلویی پنج هزارتومان و هر چه به برداشت پیاز این منطقه نزدیکتر می شویم ارزان و ارزانتر می شود و چلچلک و روستاهای اطراف آن که به کشت پیاز شهرت دارند هنگام فروش محصول باید از ترس گندیده شدن محصولشان به التماس بیفتند و چند وقت بعد باید با قیمت دلار آن را بخرند. قماری که در اکثر سالها کشاورزان این منطقه بازنده ی اصلی آن اند. حال شما بگویید آیا ناو لینکلن یا حتی بمب اتم می تواند خسارتی به این بزرگی به کشاورزان یک مملکت وارد کند. قبلتر می گفتیم سونامي سوء مدیریت ولی گویا اصلا مدیریتی وجود ندارد که بخواهد سوء باشد یا حسن. به هر حال چنان نماند و چنین نیز نخواهد ماند…

لینک کوتاه : https://mongashtpress.ir/?p=3649

برچسب ها

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.